تبليغاتX
سکوت کوهستان

جمعه20ارديبهشت ماه باز يك صبح دل‌انگيز بهار، ساعت 6 و 30 دقيقه منتظر دوستان هستيم. ياران دوچرخه‌سوار ما يكي‌يكي سر مي‌رسند. ساعت 6 و 45 دقيقه پاي در ركاب مي‌كنيم. از زيباييهاي بيكران و استتثنايي این حیطه هر چه محظوظ مي‌شوي انسان سير نمي‌شود. ركابزنان به سوي سه راهي اسلام آباد مي‌رويم و هواي تميز و مفرح صبحگاهي را به ششها مي‌فرستيم و پيش مي‌رانيم. از كوي فرهنگ مي‌گذريم و به سوي "سهرين" با شكوه و جلال گردشگران طبيعت دوست را به خود مي‌خواند. زيبايي مسير نطقمان را بريده است فقط بايد اينجا بود و ديد چرا كه وصف اينهمه زيبايي و صفا با زبان و قلم ميسر نيست. جلوتر مي‌رويم. سه راهي فرودگاه زنجان را پشت سر مي‌گذاريم. از فراز و نشيب‌هاي جاده مي‌گذريم. در اينجا به علت سراشيبي‌ها و سربالايي‌هاي مسير با جاده بده‌ بستان داريم. جاده‌هاي زنجان براي دوچرخه‌سواري يكي از قطبهاي اين ورزش محسوب مي‌شود به اميد اينكه متوليان و مسئولان اين رشته ورزشي توجه بيشتري به اين ورزش مبذول دارند نه اينكه تنها پيست دوچرخه‌سواري در منطقه گاوازنگ را كه براي دوچرخه‌سواران شهرمان ساخه شده به اميد خدا رها كرده و تنها وسيله‌اي كه امكان تردد در آنجا را ندارد دوچرخه‌سواران باشند چون كه به سبب كم عرض بودن مسير و تردد وسايل نقليه موتوري و ... امنيت براي ورزشكاران دوچرخه‌سوار هر روز بيش از روزهاي قبل كمتر مي‌شود و اين مشكل تنها به همت مسئولان محترم اين رشته ورزشي (هيئت دوچرخه‌سواري استان) و تربيت بدني حل خواهد شد. باري به سه راهي "سهرين" در كيلومتر 30 مي‌رسيم. ساعت 7 و 49 دقيقه است. از اين به بعد بهشت و منطقه‌اي زيباتر و با شكوه‌تر منتظر ماست. باغهاي روستاي "سهرين" با رودخانه پر آب از ما دلربايي مي‌كند از هر قدمي كه جلو مي‌رويم بايد عكسي گرفت. دل به مسير سپرده‌ايم، از وفور زيبايي پا ناي حركت ندارد ولي براي تماشا و لذت بردن از مسیر و طبيعت بكر اينجا بايد جلوتر برويم. در مسير، روستاييان براي كارهاي روزانه از روستا بيرون زده‌اند و به سوي مزارع و كشتزارها روانند. سلام و عليكي و خسته نباشيدي رد و بدل مي‌شود و مي‌گذريم.بعد از طي حدود دوكيلومتر به روستاي "سهرين" كه پارسال به همت اداره جهانگردي، منطقه گردشگري اعلام گرديده است مي‌رسيم. روستاي "سهرين" به علت وجود زيباييهاي طبيعي يعني داشتن رودخانه "سهرين" و سه قله دينگه داغ، و خير المسجد يكي از قطبهاي كوهنوردي زنجان نيز محسوب مي‌شود و همين طور به سبب داشتن زيستگاه حفاظت شده براي وحوش به خصوص آهوان يكي از مناطق مهم ايران مي‌باشد. از روستا عبور مي‌كنيم و از طرف چپ روستا به سوي روستاي دگاهي ركاب مي‌گردانيم.حال مسيري زيباتر و متنوع‌تر با دره‌هاي عميق و كوههاي بلند و زيبا در طرفين دره، رودخانه‌اي خروشان با آب زلال در داخل ده از ما دلفريبي خواهد كرد. از جاده‌اي عبور خواهيم كرد كه از نظر زيبايي و با صفايي محشر است. سكوتي محض در جمع ما حاكم است، تنها صداي بلبلان و ديگر پرندگان، نغمه‌هاي ملايم جويباران، صداي خروشان رودخانه در داخل دره است كه گوشهايمان را مي‌نوازد. صرف صبحانه بهترين بهانه ما مي‌شود براي ايستادن و ماندن و لذت بردن بيشتر از منطقه. به داخل دره كنار رودخانه مي‌رويم. دركنار آب خنک و زلال اما خروشان رود مي‌نشينيم. بعد از صرف صبحانه آماده شده و باز حركت آغاز مي‌كنيم. همه جا سرسبز و زيباست، گويي پارچه‌اي از مخمل سبز به دره و طبيعت كشيده‌اند. در كيلومتر 47 به روستاي دگاهي مي‌رسيم. روستايي به شدت محروم و خرابه است. از روستا خارج مي‌شويم و جلوتر از چند جويبار و رود كوچك رد شده به راست مي‌پيچيم. راه پيش‌رو به علت شدت بارشهاي امسال خراب و درب و داغون است. دوچرخه‌ها را در دست و يا در كول بايد بالا بكشیم. سربالايي تندي است از هر طرف آب جاري است به هر طريق اين سربالايي نيز پشت‌سر گذاشته مي‌شود به بالاي گردنه كه مي‌رسيم خستگي ما با ديدن فضايي زيبا و دره‌هاي گسترده از تن به در مي‌رود. صداي پرندگان لحظه‌اي قطع نمي‌شود. زين دوچرخه‌ها را براي كاهش خطر در شيب تند مسير پايين مي‌آوريم و با احتياط به سوي پايين دره سرازير مي‌شويم. منطقه واقعاً زيباست و بسيار متفاوت. پيش مي‌رويم از جويباران مسير رد مي‌شويم. در ساعت 11 و 20 دقيقه و كيلومتر 51 به كنار درختان زيباي بيد كه شكوهي خاص به محيط اطراف داده‌اند مي‌رسيم. چشم‌انداز واقعاً عالي و زيباست جان مي‌دهد براي عكاسي؛ مشغول مي‌شوم. زيبايي منطقه و نزديك بودن به ظهر برآنمان مي‌كند كه ناهار را در همين جا صرف كنيم. محبت چند روستايي كه در اينجا اتراق كرده‌اند شامل حالمان مي‌شود و به چايي دم شده در آتش هيزم ميهمانمان مي‌كنند.بعد از صرف ناهار ساعت 14 و 10 دقيقه قصد حركت مي‌كنيم. باز يك سربالايي تند و نفس‌گير در پيش داريم. گاه سوار بر مركب، گاه مركب سوار ماست. مسير زيباست دل و جان ما را ربوده است،اندکی هوا بارانی می شود و طراوت و شادابی خاصی به منطقه می بخشد كسي حرف نمي‌زند همه محو زيبايي طبيعت بكر اينجا هستيم اين سربالايي نيز پشت سر گذاشته مي‌شود. در بالاي گردنه آب نيلگون سد تهم نمايان است. شيب و سراريزي تندي در پيش است. پايين در درون دره جويباران با آب زلالشان زيبايي منطقه را صد چندان كرده‌اند. از جويهاي بزرگ و كوچك رد مي‌شويم اين جويها قاطي همدیگر شده و آب داخل دره را بيشتر مي‌كنند. جلوتر مي‌رويم دركنار آب براي خوردن ميوه و تنقلات درنگ مي‌كنيم.باز حركت از نو آغاز مي‌كنيم و به پيش مي‌رويم.كم‌كم باغهاي روستاي "گلهرود" پيداست، به كوچه باغهاي عالي روستا مي‌رسيم از دالان درختان گيلاس و آلبالو با شكوفه‌هاي معطر و زيبا عبور مي‌كنيم. اكنون به روستاي "گلهرود" رسيده‌ايم. ساعت 14 و 15 دقيقه و كيلومتر شمار 60 را نشان مي‌دهد. از روستا خارج مي‌شويم. از كنار گورستان به سوي چپ و طرف پل حركت مي‌كنيم يك سربالايي نفس‌گير ديگر در پيش داريم، پشت سر مي‌گذاريم از جاده آسفالته به سوي تهم مي‌رانيم، ساعت 14 و 50 دقيقه به پل جديد رودخانه تهم مي‌رسيم جلوتر مي‌رويم از سمت چپ آسفالت و از يك فرعي خاكي (راه قديم روستاي امند به تهم) به سوي گردنه مشرف به روستاي امند مي‌رانيم منطقه عالي عالي است وهوا خنک و دلچسب.اندکی زیر سایه درختان زردآلو جهت صرف تنقلات و میوه درنگ می کنیم.بعد اندکی توقف به راه می افتیم مسیر سربالایی و به سبب شیب تند وسنگلاخی بودن اجازه سوار شدن به دوچرخه هارانمیدهد بعد مدتی پیاده روی به بالای گردنه می رسیم.این بار کلاه های ایمنی را برسرگذاشته و از مسیر مالرو به طرف روستای امند سرازیر می شویم روستایی زیباومتروکه که تنها یک خانوار در آن زندگی میکنند.از کنار روستا عبور میکنیم و به طرف پیست دوچرخه سواری گاوازنگ پیش می رویم.ساعت16:40دقیقه در كيلومتر 87به مجموعه تفریحی ایل داغی میرسیم لباسهاي دوچرخه را از تن مي‌كنيم و با لباس معمولي وارد شهر مي‌شويم و به سوي خانه‌هايمان روان مي‌شويم.

 

دوستان هم رکاب این برنامه: منصورافشاریان. حمید پناهی. جمشیدملکی                        

حسین نجفی.محمدمیری.حمیدابتکار.بابک افشاریان.مهدی  منیری.حسین  صفابخش

    Image and video hosting by TinyPic  Image and video hosting by TinyPic  

نوشته شده در 87/02/21 ساعت 3:51 بعد از ظهر | |

امروز جمعه مورخ 11 /3/86 ساعت 7:55در بادامستان طارم در يك هواي خنك بهاري دوچرخه‌ها را از پشت وانت پایين مي‌آوريم كمي جلوتر مي‌رویم و صبحانه را در پيچ آیينه‌دارخان چایي مي‌خوريم بعد از صرف صبحانه پاي در ركاب مي كنيم و شيب تند سرازيري جاده ‌خان چایي را كه با مناظر زيبایش حالي خوش درما ایجاد  كرده است به سوي سرخه ديزج طي مي‌كنيم. دمي از جاده و چشم انداز بسيار بسيار زيباي آن غافل نيستیم منطقه‌ خان‌چایي و طارم امسال از حيث زيبایي و شكوه طبيعت غوغا كرده است؛ همه جا سرسبز و پر از گلهاي رنگارنگ است. جلوتر مي رويم سرعتمان بالاست يعني اين مسير سراشيبي همين سرعت را مي‌طلبد بعد از طي 20 كيلومتر و لذت بردن بسيار از مسير به سرخه‌ديزج مي‌رسيم ساعت 8:45 را نشان مي‌دهد سرخه ديزج را پشت سر مي گذاريم و جلوتر مي‌رويم . با درنظر گرفتن اينكه همه  بار زيادي دارند ( ميانگين برای هر نفر 15-18كیلو)  سرحال و قبراق روي زين نشسته و پاي در ركاب مي‌فشارند؛ بعد از 22 كيلومتر ركاب زدن اكنون در گيلوان هستيم كه شهري كوچك و ثروتمند از نظر منابع كشاورزي و آب است. رودخانه قزل‌اوزن كه چون مادري مهربان دربستر خویش به سوي سد منجيل روان است و اين نعمت بزرگي براي طارم زنجان به شمار مي‌رود. بدون اينكه در گيلوان درنگ كنيم پيش مي‌رويم جلوتر  و حدود 13 كيلومتر بعد ساعت 11:25  به اول راه فرعي قلعه سمیران درسمت راست مي‌رسيم همه راضي به ديدن قلعه مي‌شوند و به سويش حركت مي‌كنيم مسیرخاكي و تقريباً سرازيري و ناهموار است از باغ زيتون  رد مي‌شويم و از آب خنك چاه عميق آن قمقمه ها را پر مي‌كنيم جلوتر مي‌رويم و بعد از طي حدود 3 كيلومتر ساعت 12:06  به قلعه تاريخي و بسيار زيبا مي‌رسيم اين قلعه قدمت هزار ساله دارد و پايتخت ديلميان بوده است اكنون به علت حجم بیش از حد ذخیره سد منجيل در میان آب  بسان جزيره‌اي زيبا چشم‌ها را خيره مي‌كند در طرفين با فاصله نسبتاً زيادي برج‌هاي قلعه تقريباً سالم روي تپه های كوچك در ميان آب قرار گرفته‌اند. بعد از بازديد از اين قلعه در هواي بسيار گرم به سوي جاده آسفالته مسیرطی شده را كه اكنون يك سربالایي تند است بر مي‌گرديم. ساعت 12:55 است كه درجاده اصلي هستيم و به سوي منجيل ركاب مي‌گردانيم.اكنون باد حاصل از سد منجيل بر سينه‌هايمان مي‌كوبد و ما مجبوريم این فشارمضاعف را با بار نسبتاً زياد خورجينها تحمل كنيم و جلوتر برويم آب سد دور دستهاي منطقه را نيز احاطه كرده است و منظره‌اي بسيار زيبا و شگرف را ايجاد كرده است به هر تقدير بايد جلو برويم . ساعت 14:10   به سد مي‌رسيم باد بسيار شديد است و اجازه ماندن و راندن را نمي‌دهد جلوتر مي‌رويم تا از محوطه سد خارج شويم و اكنون در كنار رودخانه با عظمت سفيدرود به سوي رود بار پيش مي‌رانيم مناظر اطراف جاده خيلي زيباست؛ ساعت 14:40  به رودبار مي‌رسيم در پارك اين شهر دوچرخه ها را كنار مي‌گذاريم ناهار را صرف مي‌كنيم و بعد از كمي استراحت ساعت 16:44 از رودبار بيرون مي‌آیيم . رودخانه سفيدرود با حجم زیادی آب را بر تمام عرض بسترش گسترده است و پيچان و مواج به سوي درياي خزر پيش مي‌رود ما نيز در جهت آب رودخانه تا رستم‌آباد همراه اين رود با عظمت خواهيم بود در جاده آسفالته پر از ماشينهاي رنگارنگ ركاب مي‌زنيم. طرفين جاده زيبا و باشكوه است و اين سبب مي‌شود كه صداي وحشتناك ماشينها و بوي اگزوز آنها كمتر حس شود؛ ساعت 18 به رستم آباد مي‌رسيم كيلومتر 106 را نشان مي دهد پيش مي‌رويم و جلوتر از سمت راست به سوي توتکابن می پیچیم برنج زارها با رنگهاي سبز ، زيبا و مخملبن دل هر كسي را مي‌ربايند و زنان زحمتكش گيلاني طبق معمول با لباسهاي الوان خویش در شالیزارها  مشغول كارند کمی جلوتر در چشم اندازي بسيار زيبا ركاب خواهيم زد ،منطقه قدم به قدم زيبا و تماشایي است هر قدم دوربینی مي خواهد براي ثبت مناظر  گلها  وچشم اندازشگفت انگیز آنها و اين گلهاي زيباي كنار راه با ترنم نسیم و تكانهاي خويش ما را بدرقه مي‌كنند جلوتر در ساعت 18:30 به توتكابن مي‌رسيم كيلومتر 110 را نشان مي‌دهد به فكرمحوطه‌اي براي برپایي چادرهايمان هستيم و در بالاترين قسمت منطقه جایي را انتخاب و چادرها را در ميان سبزه‌هاي با طراوت و گلهاي انار بر پا مي كنيم و تا هوا روشن است به تماشاي منطقه مي‌نشينم هندوانه‌اي را كه از پایين خريده ايم بر زمين مي‌زنيم وبا  نان و پنیر  مسئله شام را حل مي‌كنيم . جاي بسيار باشكوهي است در روبرو آن بالا بالاها قله‌لات و برهنه سينه سپر کرده و حريف مي‌طلبد پایين‌دست‌ها در هواي گرگ و ميش غروب مردم ودیگر موجودات منطقه آماده خواب شبانه مي‌شوند لحظه‌اي صداي آواز پرندگان خاموش نمي‌شود و ما چه خوشبختيم كه در اين بالا ناظر تمامي اين  ماجراها هستيم. دلمان نمي‌خواهد شب بشود ولي به اجبار شب فرا مي‌رسد و به علت خستگي امروز و ادامه مسير فردا كم‌كم به كيسه خوابهاي خويش فرو مي‌رویم و در اين تاريكي با ناله مرغ حق كه هرازگاهي طنين حق حق  اش  سكوت را می شکند به كشور زيبايمان مي‌انديشیم، به طبيعت متفاوت و رنگارنگش و به مردم مهربانش افتخار مي‌كنیم و به خود مي‌بالیم كه در اين كشور زيبا با تمدني بزرگ زندگي مي كنیم، به اميد فردا و فرداهاي بهتر از پنجره چادرمان به ستارگان مي‌نگریم و0000 پلكهایمان سنگين مي‌شودویکی یکی به خواب فرو می رویم. شنبه ساعت 4 صبح با صداي بلبلي كه درست بر شاخه‌اي بالاي چادرمان نشسته همگی با این صدا بيدار مي‌شویم صدا قطع نمي‌شود همه در انتظار ادامه صدا هستيم ولي انگار او وظیفه اش را انجام داده فهميده كه بيدار شده‌ايم و رفته است ؛ از چادر بيرون مي‌آيیم كيسه و چادرها جمع می شود و صبحانه در يك هواي دل انگيز صرف مي‌گردد. ساعت 6:40  به قصد شهر بره سر حركت مي‌كنيم بعد از  يك سرازيري كوتاه از چندآبادي بزرگ و كوچك رد مي‌شویم. سربالایي شروع مي‌شود و تندتر مي‌گردد شيبها واقعاً نفس‌گير است ولي منطقه بسيارزیباست دو طرف جاده كوه است و دره‌هاي زيبا . جلوتر مي‌رويم به آبشاري در كنار جاده مي‌رسيم لحظه‌اي به تماشا درنگ مي‌كنيم و بازحركت سر بالایيها تندتر مي‌شود و سنگيني بارها محسوس‌تر. از هر نيم ساعتي لحظه‌اي مي‌ايستيم و چيزي مي‌خوريم ومی نوشیم تا مايعات و کالری از دست رفته بدن را جبران مي كنيم ؛ بالاخره ساعت 13:20 به بره سر مي‌رسيم كيلومترشمار 151 را نشان مي‌دهد. مدت 5 ساعت ركاب زده‌ایم تنها 40  كيلومتر طي شده است و اين نشان از تندي شيبها و سربالایيها است. در قهوه‌خانه ای درست در ورود ي بره سر با تخم‌مرغ محلي ناهار را مي‌خوريم و با صاحب مهربان و دنيا ديده‌اش اختلاط مي‌كنيم .بچه‌ها داخل قهوه‌خانه دراز كشيده‌اند. منطقه بسيار زيباست بعد از استراحت با قهوه‌چي پیر خداحافظي مي‌كنيم و به سوي ورودي بره  سر برمي گرديم و درست در ورودي بره سر دو راهي خاکی سمت راست را انتخاب و به سوي شاه شهيدان سرازير مي‌شويم. مسير كاملاً خاکي و سرازير ي با شيب بسيار تند است كمي جلوتر به سوي چپ مي‌پيچيم و باز جلوتر به سمت چپ مي‌رويم سمت راست نيز به آسیابرخواهد رفت ؛ بعد از اين سرازيري تند يك سربالایي نفس‌گير منتظر ماست اين سربالایي نيز در چشم‌اندازي زيبا در دو طرف مسير طي مي‌شود و به آسفالت مي‌رسيم ساعت 16:28 و كيلومترشمار  160 را نشان مي‌دهد جلوتر دست چپ جاده‌اي خاكي است ما راه مستقيم را انتخاب مي‌كنيم كه اين یک اشتباه بوده است ماهمين راه سمت چپ را كه به سياه دشتبان معروف است بايد مي‌رفتیم و صحيح‌ترين مسیری كه به قله خواهد رفت همين بوده است ولي طبق گزارش مسيري كه ما داريم به سوي شاه شهيدان حركت مي كنيم راه آسفالته را ادامه داده به روستاي گلن گشت مي‌رسيم . كيلومتر 163 و ساعت 17:21  است پيش مي‌رويم جلوتر به راست مي‌رويم ، ديگر منطقه بسيار زيبا و متفاوت‌تر است و رنگ و جلایي ويژه دارد، واقعاً قابل توصيف نيست طبيعت با رنگهاي مختلف ، منطقه را  به يك تابلو با شكوه تبديل كرده است هر طرف بهشتي ديگر است هر چشم اندازي تابلویي بدیع است كه هيچ نقاشي را ياراي خلق چنين اثري نيست. جلوتر مي‌رويم جلال و شكوه منطقه بيشتر مي‌شود؛ ساعت 18:23  به يك گوسفندسرا مي‌رسيم ، كيلومتر 169 را نشان مي‌دهد. اينجا دشتي سرسبز و مخملين با انواع گلهاي رنگارنگ برپهنه خاک گسترده است انسان در حيرت اين همه رنگ و صفا در يك منطقه مي‌ماند شقايقهاي وحشي در كنار گلهاي بنفش چه زيبا و چه هماهنگ این رنگها در كنار هم چيده شده است خوشا به حال چوپانان و اهالي اين منطقه و خوشا به حال ما كه در اين عمر كوتاه توانستيم چند وقتي در اينجا باشيم و از اين همه زيبایي لذت ببريم. از جاده به سوي گوسفندسرا راه را كج مي‌كنيم زير سايه درختي كهنسال درست كنار چشمه‌اي كه با آب خنك و زلالش منتظر مسافران خسته و تشنه است مي‌رويم درختي زيبا و چندين ساله كه انگار تنها نگهبان پايدار و هميشه بجاي منطقه است از مردان چوپان كه در چپرها مشغول چيدن پشم گوسفندان هستند اجازه برپایي چادرها را مي گيريم با مهرباني و محبت فراوان پذيراي ما هستند چادرها را برقرارمي‌كنيم و من وقت موجود را غنيمت مي‌بینم و مشغول عكاسي مي‌شوم.كم‌كم هوا تاريك مي‌شود و هر دم زيبایي متنوع تر و با شکوه تر مي‌شود سرچوپان به سوي ما مي‌آيد و دعوتمان به داخل چپرهاي خود مي‌كند تشكر مي‌كنيم و لحظه‌اي بعد اين مرد با لبنيات در دست ، پيش ما مي‌آيد و ما هيچوقت محبت و بزرگي و عزت نفس اين مرد بزرگ را فراموش نخواهيم كرد ؛ شب فرا مي‌رسد سر چوپان اندرزمان مي‌دهد كه به علت بچه‌دار بودن گرگهاي منطقه و نزديك بودن مان به گله مواظب خودمان باشيم. و اين حرف به غربت نمي‌افتد و نصفه‌هاي شب صداي‌هاي هوي سگها حمله و نزديك شدن گرگها را مي‌رساند كم‌كم به كيسه‌هاي خود مي‌خزیم و از پنجره چادر بيرون را مي نگریم تاريكي شب نيز اينجا متفاوت و زيباتر از شبهاي شهر است در خيال اين بهشت و آرامش آن.  تسليم خواب مي‌شویم و سكوت. صبح روز يكشنبه ساعت 7:25 بعداز خداحافظي از چوپانها به سوي شاه شهيدان حركت مي‌كنيم انگار شكوه و زيبایي را پاياني نيست شقايقهاي مسير با تكانهاي نسيم صبحگاهي بدرقه‌مان مي‌كنند؛ دل كندن از اين همه زيبایي واقعاً سخت و دشوار است جلوتر مي‌رويم ساعت 8 به شاه شهيدان مي‌رسيم . كيلومتر 172 را نشان مي‌دهد به داخل روستا مي‌رويم كه نسبتاً بزرگ است با آرامگاهي در محوطه روستا ، با روستایيان سلام و عليكي مي‌كنيم و از   درفك و قله مي‌پرسیم مي‌گويند راهي ما لرو از همينجا ما را به قله خواهد برد ولي اگر قصد بر سوار شدن دوچرخه و به قله رفتن را داريد بايد همان راه سياه دشتبان را انتخاب كنيد و اين يعني راه آمده را باز گرديم اين سخن براي ما مثل دعاي خيري است چرا كه مناظر زيبا را بازهم خواهيم ديد ولذتی مضاعف خواهیم برد حال مصمم به برگشت هستيم بر مي‌گرديم جلوتر در سمت راست ، راهي به پایين و درست در ادامه مسير سیاه دشتبان است من براي اطمينان خاطر پایين مي‌رویم و تا از درستي مسير خاطر جمع شویم. اينجا بهشتي زيباتر و دل‌انگيزتر منتظر ماست هر طرف شكوه است و عظمت . درختهاي كهنسال جنگل در كنار هم منظره بسيار زيبایي را پديد آورده‌اند جلوتر مي‌رویم راه خاكي ، ماشين رو و بسيار ناهموار است باران‌هاي سيل آسای بهاري جاده را كاملاً مخروبه كرده است به هرصورت بايد حركت كنيم جلوتر مي‌رويم ازچند روستا باكلبه‌هاي زيبا عبور مي‌كنيم.راه بسیار ناهموار ولي منطقه زيباست سربالایي‌هاي تند منتهي به قله شروع شده است و واقعاً نفس‌گير و طاقت فرساست ولي مسير زيبا و فرح‌انگيز ما را بالا مي‌كشد لحظه‌اي از خوردن و آشاميدن بر روي دوچرخه غافل نیستیم چرا كه انرژي از دست رفته  و تعريق آب بدن بايد به سرعت جبران شود هر چه بالاتر مي‌رويم فشار مضاعف  و به همان صورت منطقه نيز زيباتر مي‌شود به يك دو راهي مي رسیم ، سمت چپ به روستاي اربناب و سمت راست و بالا به يك گوسفندسراي بزرگ منتهي خواهد شد، سمت راست را انتخاب مي‌كنيم به گوسفند سرا مي‌رسيم کمی بالاتر تابلویی ازچوب  دیده می شودکه این جمله بر روی آن حک شده" اینجا محل عبور فرشتگان است زمین را آلوده نکنید".اینجا ییلاقی رویاییست بنام چیچال درفک. منطقه عاليست و از نظر زيبایي غوغا كرده ؛ مه در این فضای رویایی با طبیعت بازی می کند وما به خاطر از دست ندادن زمان بالاتر مي‌رويم شيب واقعاً تند و وحشتناك است به يك منطقه ييلاقي ديگر با چند كلبه جنگلي مي‌رسيم. ساعت 12:30 را نشان مي‌دهد به علت وضع بسيار ناهموار مسير دوچرخه‌ها را بر خلاف ميل باطني كه مي‌دانيم مسافتي بسيار اندك تا قله مانده در يكي از كلبه‌ها مي‌گذاريم. ساعت 13:10  به سوي قله حركت مي‌كنيم شيب تندتر و مسير ناهموارتر مي‌شود حدود يك كيلومتر بالاتر مسير هموار و قابل دوچرخه سواري است ولي از نياوردن دوچرخه‌ها پشيمان نيستم و همه اتفاق‌نظر داريم كه تصميم درستي گرفته‌ايم حال در ميان مه بسيار غليظ بالا مي‌كشيم گاهگاهي مه كنار مي‌رود منطقه ديده مي‌شود ديگر از جنگل خبري نيست و مثل ساير قله‌ها تنها بوته‌هاي گون و علف پوشش گياهي را تشكيل مي‌دهند جلوتر كم‌كم صداي سگهاي گله و آهنگ  صدای آرامش بخش چوپانان به گوش مي‌رسد. ساعت 15:40 در كاسه زيباي درفك هستيم؛ دو درياچه كوچك موجود در كاسه و كلبه‌هاي سنگي نمایي زيبا به اين بزرگترين كاسه آتشفشان‌ ايران داده است . چوپانان با رمه‌ها و سگهايشان در اطراف مشغول چراندن گله هستند از خانواده و ديگر اهالي در کاسه خبري نيست . دليلش هم بارشهاي امسال و سردي هوا بود كه اجازه رشد به علفها را نمي‌داد  به سوي غار موجود در كاسه مي‌رويم اينجا نيز تا دهانه پر از برف است و بدون وسايل و كرامپون نمي‌شود پایين رفت. زمان اجازه ماندن بيشتر در كاسه را نمي‌دهد ناهار را روي تخته سنگي مي خوريم و راه آمده را برمي‌گرديم.  ساعت 17:10  در كنار دوچرخه‌ها هستيم . ساعت 17:30 روي زين دوچرخه‌ها در يك مه غليظ كه همه جا را پوشانده مسير آمده را برمي‌گرديم حال در افسوس چشم اندازهاي زيباييم كه اكنون در ميان مه ‌اثری از آنها نمي‌بينیم تا ازشان عكاسي كنيم . مسير را با سرعت ، پایين مي‌رويم كه به تاريكي نيافتيم و به موقع به روستاي گلن گشت برسيم. ساعت 19:23 و كيلومتر 204 به گلن گشت مي‌رسيم . در بالاي روستا در يك چشم انداز زيبا چادر را مي‌زنيم و شب را در اين محيط زيبا و پرستاره به صبح مي‌رسانيم.صبح دوشنبه ساعت 6 به سوي شاه شهيدان حركت مي‌كنيم باز این مسير زيبا دل از ما مي‌برد ؛ بعد از 1 ساعت درست 7 صبح به دو راهي شاه شهيدان و آسيا بر مي‌رسيم و از دو راهي سمت راست را بر مي‌گزينيم و به سوي آسيا برحركت مي كنيم تقريباً  تا آسيابر سرازيري است ؛ ساعت 8:35  به آسيابر مي‌رسيم ادامه مسیر را پي مي‌گيريم سر بالایي‌ها شروع مي‌شود نفس‌گير و ممتد است بايد با فشار ركاب بگردانيم. به ديلمان مي‌رسيم و مي‌گذريم، سر بالایي بسيار تندي درپيش داريم ممتد و با فشار است منطقه زيباي ما بين ديلمان تا سياهكل را بايد پشت سر بگذاريم به گردنه مي‌رسيم كمپوتي در گردنه مي‌خوريم و جلوتر جنگلهاي زيبا و منحصر به فرد سياهكل شروع مي‌شود. باید ازميان انبوه درختان جنگلي با طراوت و شكوهمند عبور كنيم( خوش به سعادت ما) . ای کاش همه باید ها چنین باشد. مسير واقعاً عاليست هوا عاليتر. خنك و دلچسب انگار در شمال نيستي از هواي دم كرده شمال اصلاً خبري نيست. جنگل عظيم و زيبا واقعاً فرحبخش و دلرباست مسير سراشيب است و لذتبخش هرازگاهي در سرپيچي مي‌ايستيم و از مناظر اطراف لذت مي‌بريم ؛ جلوتر كم‌كم به شهر سياهكل نزديك مي‌شويم ساعت 12:30 و كيلومتر 270 را نشان مي‌دهد. ناهار را در شهر مي خوريم. ساعت 14:30  سياهكل را به قصد لاهيجان ترك مي‌كنيم و 17:40  به لاهيجان ميرسيم. بعد از گشت و گذار در شهر و شيطان كوه . قصد دريا و شنا مي‌كنیم ساعت 18:20  به سوي رشت حركت مي كنيم حال جدي جدي بايد به دريا برويم به كوچ اصفهان مي‌رسيم و از آنجا به راست مي‌پيچيم و به لشت نشاء و زيباكنار مي‌رويم ساحل حاج بكندي بسيار معروف است به سويش ركاب مي‌فشاريم و ساعت 21 در ساحل حاج بكندي از دوچرخه‌ها پایين مي‌آیيم .كيلومتر شمار 352 را نشان مي‌دهد چادر مي‌زنيم و شام درست مي‌كنيم و شبي خوش را در كنار درياي خزر سپري مي‌كنيم.روز سه شنبه ساعت 8:40  به سوي رشت حركت مي‌كنيم با ترمينال تماس مي‌‌گيريم بليط براي امروز هم نيست ساعت 10:30 در رشت هستيم، به سوي دروازه منتهي به شهر  قزوين حركت مي‌كنيم بايد از اينجا به بعد را با ماشين طي كنيم با هزار مكافات و زحمت در سه نوبت خودمان را به بادامستان مي‌رسانيم سوارشدن به ماشین در منطقه زيباي خان‌چایي برايمان بسيار دشوار است بقيه راه از بادامستان تا زنجان را سوار بر مركب خوش ركابمان طي خواهيم كرد عصر روز سه‌شنبه ساعت 18 در ورودي شهرمان لباس دوچرخه از تن مي‌كنيم و با لباس معمولي به سوي منازل خويش رهسپار مي‌شويم.

کل مسافت طی شده : 455 کیلومتر

 رکابزنان این  برنامه :

 حمیدپناهی.حمیدرضاابتکار.فرشاد صالحیان .مهدی منیری 

 

   Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic 

 Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic 

 Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic   

 

نوشته شده در 87/02/19 ساعت 6:17 بعد از ظهر | |